حاج ملا هادي السبزواري
232
شرح مثنوى
( ( 78 ) ) چاره آن باشد كه خود را بنگرم * ور نه او خندد مرا من كى خرم ن 204 14 - ك 80 13 كى خرم : كجا آفتابم - اگر به ضمّ خاء معجمه باشد و اگر به ضم مهمله باشد : كى آزادم ؟ ( ( 79 ) ) او جميل است و محبٌّ للجمال * كى جوان نو گزيند پير زال ن 204 15 - ك 80 13 او جميل است : اشارت است به حديث : إنَّ الله جَميلٌ يُحِبُّ الجَمالَ ( 1 ) . خدا صاحب جمال است دوست دارد جمال را ، كه دلِ كاملين باشد ، كه آينهء جمال ذى الجلالند ، و در حقيقت عاشق جمال خود است كه در آن آينه است . ( ( 84 ) ) چشم چون بستى تو را تا سه گرفت * نور چشم از نور روزن مىشكفت ن 204 20 - ك 80 17 تاسه : تلواسه ، و هر دو فارسى : اضطراب و بىقرارى . مىشكفت : به عجب مىآمد از بهجت ( ( 86 ) ) چشم باز ار تا سه گيرد مر تو را * دان كه چشم دل ببستى بر گشا ن 204 22 - ك 80 19 چشم باز : به كسر ميم ، به اضافه ، يعنى با چشم مفتوح اگر تا سه گيرد تو را ، آن از بستگى نور باطن خواهد بود ، چه نور ظاهر را ممنوع نيستى . ( ( 87 ) ) آن تقاضاى دو چشم دل شناس * كو همىجويد ضياى بىقياس ن 204 23 - ك 80 19 دو چشم دل : چنان كه در حديث است كه : ما مِن قَلبٍ إلَّا وَلَه عَينان . ( 2 ) آن دو چشم علم به ذات و صفات و افعال خداست ، و علم متعلق به عمل است . كه اگر حاصل باشند دو عين مفتوحند و اگر نباشند دو عين مسدودند . ( ( 90 ) ) او چه مىخواند مرا من بنگرم * لايق جذبام و يا بد پيكرم ن 205 3 - ك 80 21 او چه مىخواند مرا : متعلق است به طالبيت خاك راه او ، كه گذشت . ( ( 96 ) ) آينه جان نيست الَّا روى يار * روى آن يارى كه باشد ز ان ديار ن 205 9 - ك 80 24 روى آن يارى كه باشد ز ان ديار : مراد انسان كامل است ، كه به باطن از ديار جبروت است ، بلكه از لاهوت ، اگر چه به ظاهر در عالم ناسوت است . ( ( 103 ) ) نقش من از چشم تو آواز داد * كه منم تو تو منى در اتحاد ن 205 16 - ك 80 28
--> ( 1 ) صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 65 . . ( 2 ) محجة البيضاء ، ج 5 ، ص 46 . .